اقبال يغمايى ( گردآورنده )

156

شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى )

گفتمش كى بينمت اى خوش‌خرام * گفت نصف الليل لا كن فى المنام رجآء ان يلاحظ من البداية الى النهاية . بقيه امتياز فضلى از مجلس سابق « 1 » قال اللّه تعالى فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ عرض كردم خدمت آقايان خود سلمهم اللّه تعالى كه چهارم از چيزهايى كه اس اساس ترقى مملكت است امتياز فضلى است يعنى كارها را بايد به كاردان داد . جز ملاحظهء استحقاق و لياقت و علم و معرفت و تدين و درست‌كارى ، هيچ ملاحظهء ديگرى نبايد كرد . آقا جانم ، هيچ سلطنتى بر باد نرفت و هيچ مملكتى خراب نشد مگر به واسطهء اينكه كار را به مردمانى دادند كه قابل و مجرب و كارآزموده نبودند ؛ و برعكس مردمان مجرب كارآزموده را خانه‌نشين كردند . خوب است براى شما عرض كنم اين خبرى را كه مسعودى در مروج الذهب در ضمن حالات سلاطين بنى اميه مىنويسد : نقل مىكند كه روزى عبد اللّه بن مروان كه مروان پدرش آخر ملوك بنى اميه بود در مجلس منصور حضور داشت . منصور گفت شنيده‌ام كه تو در حين فرار از ما به سلطان نوبه پناه بردى . مىخواهم براى من تعريف كنى صحبتهايى كه ما بين تو و پادشاه نوبه ردوبدل شد . عبد اللّه گفت اى خليفه ، بعد از آنكه من فرار كردم و وارد نوبه شدم بعد از سه روز سلطان به ديدن من آمد . اولا بر روى زمين نشست . گفتم چرا بر روى كرسى نمىنشينى ؟ فرمود من سلطان زمينم و حق سلطان ارض اينكه در برابر سلطان آسمان و زمين بر زمين بنشيند . آن‌وقت گفت چند سئوال از شما مىكنم اميدوارم درست و صديق جواب بدهيد . اولا بگوييد بدانم با اينكه شراب در مذهب شما حرام است چرا شما شراب مىخوريد ؟ من گفتم فعل هذا عبيدنا و اتباعنا لجهلهم يعنى اين كار را نوكران و غلامان ما مرتكب مىشدند . پرسيد چرا با مركب‌هاى خود كشت و زرعهاى مردم را پايمال مىكنيد ؟ من باز گفتم : فعل هذا عبيدنا و اتباعنا لجهلهم . گفت : چرا لباسهاى ابريشمين و زربفت مىپوشيد با وجودى كه در دين شما حرام است ؟ گفتم : چونكه با عجمها معاشرت داشتيم و آنها اغلب لباسهاى حرير و ديباج مىپوشند . على هذا ما هم متابعت كرديم . ديدم صورتش برافروخته شد و دستش را مىزد بر زمين و هى مكرر مىفرمود : عبيدنا و اتباعنا و الاعاجم ! آنوقت سربلند كرد و گفت و اللّه تمام را دروغ مىگويى . بلكه شما مردمانى بوديد شهوت‌پرست ؛ حرام خدا را حلال ، و حلال خدا را حرام كرديد ؛ و تمام اوقات خود را صرف شهوت‌رانى و هواى نفس نموديد . على هذا كارها را به مردمانى كه قابل كار نبودند داديد . اين‌كه سلطنت

--> ( 1 ) - شمارهء 15 الجمال مورخ پنج‌شنبه 15 جمادى الاول 1325 .